بی تردید در فضایی كه امروزه دكترین جهانی شدن قالب بندی می كند نمی توان از چنین استعداد شگرفی غفلت كرد.
چه كسی می تواند در این حقیقت تردید داشته باشد كه در دنیای كنونی به دلیل رشدامكانات اطلاعات و ارتباطات تمام خزانه معرفتی جوامع بشری از آغاز شكل گیری تا به امروز در اختیار ما قرار گرفته است؟
این اولین باری است كه بشر به چنین فرصت گرانبهایی دست یافته است. این حقیقت دارد كه بشر در هر زمینه ای كه بخواهد شناخت پیدا كند و راجع به هر موضوعی كه بخواهد تحقیق كند این خزانه معرفتی در اختیار اوست. ما امروزه هم انباشت معرفتی جامعه خودمان وهم انباشت معرفتی سایر جوامع بشری را به اشكال متفاوت صوت، تصویر،چاپ، فیلم، نوار، لوح فشرده یا هر شكل الكترونیكی و مكانیكی دیگر در اختیار داریم و می توانیم این خزانه را مورد تحقیق و آزمون الگوسازی قرار دهیم و از این راه به معرفت و شناخت تازه ای برسیم.در هیچ دوره ای از تاریخ چنین فرصت حیرت آوری در اختیار بشر نبوده است.
به همین دلیل اگر تقلید، عدم اندیشه و پذیرش چشم بسته و بی چون و چرای دگرگونی ها و سازش با وضع موجود و سكوت نسبت به بی عدالتی ها وجنایات ـ كه علیه بشریت صورت می گیرد و ده ها مسأله ای كه امروزه آرمان های بشری روی آن نهاده شده وبشریت قرن ها برای تحقق آنها مبارزه كرده است و پیامبران بزرگی برای تحقق آنها از ناحیه خدای تبارك و تعالی مبعوث شده اند و به دست ستمگران كشته شدند ـ در گذشته به دلیل ناتوانی بشر درایجاد صدای واحد جهانی علیه این جنایت ها توجیه شدنی بود با وجود این ذخایر معرفتی دیگر توجیه شدنی نیست. دیگر توجیهاتی مثل عدم آگاهی، نبود امكانات و اطلاعات و ا رتباطات و امثال اینها برای بشر نمی تواند بهانه مناسبی باشد. همه این دگرگونی ها نشان می دهد كه روش های تحقیق، تحلیل و تصمیم گیری دچار دگرگونی شده است. مگر می توان در عصر تكنولوژی اطلاعات و ارتباطات برای تجدد و ترقی جوامعی كه ابر قدرت ها و نظام سرمایه داری لیبرال سال ها در آن به غارت و دست اندازی مشغول بودند، همان نسخه هایی را برای رسیدن به قدرت و انسجام ملی تجویز كرد كه در دویست سیصد سال گذشته تجویز می شد؟!
شاید یكی از دلایل مهمی كه باعث گردید كتاب ایران و جهانی شدن آقای دكتر سریع القلم برای نگارنده توجیه ناپذیر و عجیب باشد این است كه نسخه های ایشان برای بین الملل گرا شدن ایران و همسازی آن با نظام جهانی و جهانی شدن، نسخه هایی متعلق به دوران عدم توانایی و آگاهی ملل از فرآیند دگرگونی های جهانی، ماهیت نظام بین المللی و دوران بی خبری ملت ها است! چگونه امكان دارد در عصر دگرگونی اطلاعات و ارتباطات متفكری برای ملت خود نسخه هایی را تجویز كند كه متعلق به دوران سیاست فایق های توپدار است.(2)
آیا تجویز چنین نسخه هایی به معنای آن نیست كه یا ماهیت نظام بین الملل با دوره استعماری هیچ تغییری نكرده است و شعارهایی مثل جهانی شدن نیز فریب تازه ای بیش نیست و ما با طرح آن داریم ملت خود را فریب می دهیم یا نسبت به دوران جدید آگاهی و شناخت كافی نداریم و بدون این شناخت نسخه تجویز می كنیم؟ یا اطاعت ملت های نیازمند از كشورهای توسعه یافته و سر فرود آوردن در مقابل همه بی عدالتی ها سرنوشت محتوم تاریخی است؟ و یا...؟
اگر چنین است و قرار است بیمار با این رنج طافت فرسا به هلاكت برسد و راه دیگر وجود ندارد، پس چرا با نسخه هایی رنگارنگ بیمار خودرا از همین هستی درهم و برهم و گریزناپذیر و رنج زندگی در فضای بیماری ساقط می كنیم و بیمار را با تجویز داروهای سنگین و گران و كمر شكن زودتر به مرگ نزدیك می سازیم؟
امیدوارم از همین ابتدا كسانی كه عموما برای شانه خالی كردن از مسئولیت پاسخگویی به نتایج افكار و اندیشه های خود و نسخه هایی كه تجویز می كنند دیدگاه های انتقادی را به داوری های غیر علمی یا تخیلات ناشی از ذهن توهم گرای ایرانی ـ كه در پس هر چیز یا هر دگرگونی تازه ای، توهمی از توطئه می بیندـ حواله نكنند.
اثر آقای دكتر محمود سریع القلم، استاد علوم سیاسی و روابط بین الملل دانشگاه شهید بهشتی كه سال هاست در حوزه پژوهش و آموزش به تربیت همان نسلی می پردازد كه آرزو دارد جایگزین نسل انقلابی و حماسه ساز عصر انقلاب اسلامی نماید، از جمله آثاری است كه در چالش با جهانی شدن نسخه خاصی را بر ایران تجویز می نماید و این نسخه را به عنوان نسخه ای بی بدیل در مراكز علمی و دانشگاهی، مشاوره با نهادهای دولتی و رسمی ایران مانند وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، مجمع تشخیص مصلحت نظام، مركز تحقیقات استراتژیك و سایر مجامع آكادمیك و اجرایی القا می كند، تا همان طوری كه در تألیفات خود می نویسد:
شاید از یك رهیافت نسلی نیز بتوان به ثبات و تداوم وضعیت فعلی و تغییرات احتمالی نگریست. سیاستمداران و مدیران جمهوری اسلامی ایران كه در طیف سنی 40 ـ 7 ساله قرار دارند تحت تأثیر مسائل فكری، تضادهای رفتاری و ویژگی های تاریخی ایران هستند و شخصیت و نظام فكری و اعتقادی آنها در بستر تاریخ معاصر ایران و محیط مبارزاتی دوره پهلوی شكل گرفته است. نسل اول و دوم كه برای سرنگونی رژیم پهلوی تلاش كرد به قدرت رسید و هم اكنون در قدرت است و چون با پارادایم های دیگر به جز پارادایم موجود آشنایی ندارد برای حفظ قدرت خود و به كارگیری راه و روش های متفاوت مملكت داری با تحولات نوین جهانی به طور همزمان از انعطاف لازم برخوردار نیست.(3)
نقد و ارزیابی این نسخه تجویزی از آن جهت اهمیت دارد كه اثر ایشان را یك نهاد رسمی و دولتی منتشر كرده است و اگر نگوییم دیدگاه رسمی همان تكنوكرات های تلفیقی عصر جمهوری اسلامی است كه در نهادهایی مثل مركز تحقیقات استراتژیك متمركز شده اند لیكن آثار خود را بر سطوح تحلیل جریان های رسمی و غیر رسمی در درون نظام جمهوری اسلامی نسبت به پدیده هایی چون جهانی شدن و شقوق وابسته به آن مثل تجارت جهانی، صندوق بین المللی پول، بانك جهانی و امثال اینها خواهد گذاشت.
روش این مقاله در نقد و ارزیابی اثر مورد نظر، متكی به تجزیه و تحلیل بر اساس ملاك های معینی است كه در خود اثر مشخص شده است. شبیه سازی بر اساس واقعیت های موجود در فضای جهانی و جامعه نه شبیه سازی بر اساس آنچه ما در ذهن خود از این پدیده ها و مفاهیم ساخته ایم، برآورد كردن آثار نسخه های تجویزی در حیات اجتماعی به جای حدس زدن ذهنی، ارزشیابی رویدادها و دیدگاه ها به جای ترجیح دادن یكی بر دیگری، فرض كردن مسائل به جای باور كردن بدون دلیل و منطق و از همه مهم تر، گریز از مفاهیم همخوان و فریبنده و تمركز بر اصول درك شده از آنچه نسخه های تجویزی نویسنده القا می كند، ملاك های مهمی است كه در نقد اثر آقای دكتر سریع القلم بدان توجه خواهد شد.
از آنجایی كه سنت نقد و نقادی در جامعه ما هنوز ارج و قرب علمی ندارد و ما عادت كرده ایم كه نقد آثار و افكار را به منزله نقد شخصیت و هستی افراد تلقی كنیم پیشاپیش اعلام می كنیم كه نقد این اثر به معنای نقد دیدگاهی است كه نویسنده آن نسبت به پدیده جهانی شدن و نسبت آن با ایران دارد و ربطی به شخصیت، افكار و اندیشه نویسنده نسبت به مسائل دیگر ندارد.
قبل از شروع نقد و ارزیابی اثر دكتر سریع القلم یادآوری این نكته ضروری است كه مهم ترین امتیازاین اثر را باید مسأله محوری آن تلقی كرد. متأسفانه پژوهش های علوم انسانی و اجتماعی در ایران از بنیاد، پژوهش های موضوع محور است به همین دلیل كاربرد لازم را برای حل مسائل و مشكلات جامعه ما ندارند. آنچه اثر دكتر سریع القلم را در میان آثار مشابه دیگر پررنگ تر می سازد ویژگی مساله محوری آن است. ایشان در مجموع این اثر، صرف نظر از پاره ای كلیات، مستقیما نسخه خاصی برای نسبت ایران و جهانی شدن تجویز می كند كه قابل نقد و تحلیل است، كلی و مبهم نیست. ما می توانیم آثار عینی این نسخه تجویزی را در بنیادهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی ایران تحلیل كنیم. چنین پژوهش هایی فضا را برای باروری دیدگاه های دیگر باز می كند و یافته های علمی در مسائل و مشكلات را پربار و غنی و متنوع می سازد، مشكلاتی كه جامعه ما در فرآیند رشد و توسعه خود با آنها روبه رو می گردد.
این گونه پژوهش ها را صرف نظر از اینكه اجرای آنها چه تأثیری در ساختار نظام و جامعه خواهد داشت باید به فال نیك گرفت و از آنها غفلت نكرد. همان طور كه نباید چشم بسته و بدون ارزیابی آنها را پذیرفت و نتایج آنها را وحی منزل دید. همه این نتایج منوط به آن است كه محققان، دانش پژوهان و مراكز پژوهشی ما، یافته های پژوهشی خود را بی نیاز از نقد و ارزیابی تلقی نكنند و محصولات خود را در پس هاله ای از نام و آوازه شخصیت ها و موقعیت های فكری و اجتماعی آنها یا اتصال آنها به نهادهای رسمی كشور پنهان نسازند. همان طور كه نباید بر این باور غلط و بنیان افكن نیز اصرار ورزید كه هر پدیده جدیدی كه از غرب می آید چون محصول فرآیند جبر تاریخی و سیطره بی چون و چرای نظام سرمایه داری فراگیر غرب است یا باید در مقابل آن تسلیم شد یا منفعلانه برخورد كرد. پدیده جهانی شدن مانند همه پدیده های اجتماعی فرآیندی از رشد جوامع بشری در یك موقعیت خاص تاریخی است كه هر متفكر یا هر نظام سیاسی و اجتماعی می تواند از آن برداشتی خاص مطابق با آرمان ها و انگیزه های خود داشته باشد. علم، تكنیك، اطلاعات و سایر محصولات اندیشه های بشری در طول تاریخ در معرض چنین برداشت هایی بودند و خواهند بود. ما نمی توانیم بگوییم كه چون مثلا از دستاوردهای عقل بشری در حوزه شكاف اتم و هسته های اتمی بمب های خانمانسوزی برای نابود بشر توسط پاره ای از قدرت های استكباری ساخته شد و با آن ملت های زیادی را به خاك و خون كشیده اند، پس چنین علمی مخرب و غیر قابل اعتماد می باشد و ما به سمت فراگیری آن نخواهیم رفت.
ابزارها، تكنیك ها، فنون و علومی كه بشر تولید می كند از دیدگاه باورهای اعتقادی ما آلات مشتركه است. بشر هم می تواند آنها را در جهت تضمین سعادت و آرامش زندگی خود به كار گیرد و هم می تواند آنها را در جهت تخریب محیط زیست، جنگ و كشتار و نابودی نوع بشر به كار برد. هر كس بر اساس آرمان ها و باورهای خود با این محصولات نسبت برقرار می كند و از آنها بهره می گیرد یا از نتایج آنها دوری می گزیند.
به نظر می رسد پدیده ای كه امروزه تحت عنوان جهانی شدن از آن یاد می كنند دارای چنین ماهیتی است. عده ای می گویند این پدیده فرآیند رشد اطلاعات، ارتباطات و بسیاری از محصولات فكر بشری در دوران جدید است و از آثار و نتایج آن گریزی نیست و عده ای دیگر آن را دكترینی برای بسط سیطره و دامنه سلطه در جهان تلقی می كنند. هر دو تلقی یا سایر تلقی های دیگر از این فرآیند ممكن است درست باشد اما مهم تر از درستی یا نادرستی این تلقی ها، نسخه هایی است كه در مواجهه با آن پیچیده می شود. به نظر نگارنده به جای نشستن و مجادله كردن بر سر اینكه جهانی شدن آیا یك پروژه امپریالیستی برای بسط سلطه بر جهان توسط ابرقدرت ها و در رأس آن امریكا است یا یك پروسه (فرآیند) ناشی از رشد علم، فن آوری و اطلاعات است باید خود را در مقابل آثار آن در نظر گرفت و برای آن چاره ای اندیشید. این آثار هم می تواند مفید و مثبت و سازنده و هم می تواند مخرب، منفی و نابود كننده باشد. این نتایج به شناخت و قدرت ما وابسته است.
بسیار ساده لوحانه خواهد بود كه تصور كنیم منافع ما با دشمنان ما و حتی دوستان ما در بهره گیری از این فرآیند جدید و شرایط آن یكسان است. همان طور كه ساده لوحانه خواهد بود كه تصور كنیم تنها بازیگر این میدان ماییم و نتایج بازی هم به نفع ما خواهد بود. ایران نه مختار مطلق در مقابل چنین فرآیند و شرایطی است و نه اسیر دست و پا بسته ای كه راهی جز تسلیم و رضا در مقابل این شیر نر خوانخواره نداشته باشد.
بهترین راه مواجهه با این پدیده، به جای توصیفات مثبت و منفی كلی، ذهنی و نظری آن، تدوین راهكارها، راهبردها و نسخه های تجویزی متفاوت از زوایای مختلف و آزمون احتمالی آثار این نسخه در مجامع علمی مؤسسات پژوهشی است. اگر آن نسخه های اجرایی را نخواهیم وارد چنین فرآیندی از آزمون های احتمالی كنیم و چشم بسته به اجرا در آوریم، نخواهیم توانست جامعه را از آثار تخریبی آن حفظ كنیم.
اگر نگارنده اقبالی برای نقد اثر دكترسریع القلم نشان داد از این جهت است كه این اثر یك نسخه تجویزی است و می تواند در محك آزمون های اولیه نظری قرار گیرد و آثار اجرایی آن برآورد شود.

پی نوشت:
 

1 ـ در سراسر اثر دكتر سریع القلم مجددا همان آرمان های نوستالوژیك دویست ساله اخیر جریان های غرب گرایی سكولار تكرار می شود.
2‌ـ سیاست قایق های توپدار یكی از سیاست های معروف استعمار در قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم بود. بر اساس این سیاست، به محض اینكه ملتی در مقابل كشورهای استعمارگر به مبارزه بر می خاست، دولت های استعماری قایق های توپدار خود را به سواحل آن كشور گسیل می داشتند و با این كار رعب و وحشت ایجاد می كردند.
3 ـ محمود سریع القلم، همان، ص 129.
 

منبع:فصلنامه تخصصی 15خرداد _ شماره 11